به یک جایی که اززندگی رسیدی ، میفهمی که اونی که زود میرنجه زود میره ، زود هم بر میگرده  ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره ،اما دیگه بر نمیگرده

به یک جایی از زندگی که رسیدی میفهمی رنج را نباید  امتدد داد باید مثل یک چاقو که چیز ها رو می بره واز میانشون میگذره از بعضی از آدما بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی

به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی که بزرگترین مصیبت برای یک انسان اینکه نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن

به یک جایی از زندگی که رسیدی میفهمی مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینکه در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره

به یک جایی از زندگی که رسیدی میفهمی شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببریاما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته رو فراموش نکنی